محمد بن حسين البيهقي

788

تاريخ بيهقى ( فارسي )

عطف بيان يا بدل رسولان ما ( 5 ) - قدر خان : يوسف بن هارون پادشاه آل افراسياب يا آل خاقان و خانيه كه از حدود 320 تا 560 در ماوراءالنهر حكومت داشتند ( 6 ) - بغراتگين : پسر قدر خان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 477 شمارهء ( 6 ) ( 7 ) - خداوندزاده : شاهزاده ( 8 ) - فترات : بفتح اول و دوم جمع فترت بمعنى ضعف و شكستگى و سستى و زمان ميان دو پيامبر ( 9 ) - تا دير : تا دير زمانى ( 10 ) - تعزيت : تسلى دادن و به شكيبائى خواندن ، مصدر باب تفعيل از مجرد عزاء بمعنى شكيبائى نمودن و سوكوارى ( 11 ) - على الرسم . . . : بر وفق آئين و رسم در امثال آن حادثه ( رويداد ) ( 12 ) - مهد : بفتح اول و سكون دوم تخت روان ، در اينجا مراد عروس ، مجاز مرسل ( ذكر محل و ارادهء حال ) ( 13 ) - لا يعلم . . . : غيب ( ناپيدا و ناپديد ) را جز خداى توانا و بزرگ نداند ( 14 ) - بسا رازا : رازهاى بسيار زياد ، پسوند الف در بسا و رازا براى تكثير و مبالغه است ( 15 ) - يوم . . . : آن روز كه سود ندارد مال و فرزندان الا آنكه دلى آرد به حضرت سليم سلامت يافته از شرك و شك ( نقل از صفحهء 347 ج 8 تفسير ابو الفتوح تصحيح شعرانى ) ( 16 ) - حطام : بضم اول اندك مال فانى دنيا ( 17 ) - و اللّه . . . : و خداوند ، ياد وى گرامى باد ، ما را و همه مسلمانان را از حرام و آز و پيروى خواهش نفس باحسان و فراخى بخشش خود نگاه داراد ( 18 ) - بياراستند آراستنى : نيك بياراستند ( 19 ) - خوازه : قبه كه در عروسى زنند ، نگاه كنيد به صفحهء 36 شمارهء ( 17 ) ( 20 ) - شجكاو : جائى است به دو منزلى غزنه و درين روزگار مردم آن نواحى آنجا را شش كاو گويند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، تلفظ آن مشخص نشده است . ص 651 ( 1 ) - بازگشت : يعنى خواجه ابو القاسم ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 2 ) - يوم . . . : روز دوشنبه هشت روز مانده از شوال ( 3 ) - حرس : بفتح اول و دوم نگاهبانان و پاسبانان جمع حارس و نيز بمعنى كشيك‌خانه و محبس به كار رفته ( 4 ) - جنيبت : بفتح اول و كسر دوم يدك و كتل ( 5 ) - آيين : آذين ، فردوسى فرمايد : همه شهرها جمله آيين ببست * منوچهر بر تخت زرين نشست ( نقل از لغت‌نامه ) ( 6 ) - افغان شال : نام محلى است در غزنى . . . ( لغت‌نامه دهخدا ) ( 7 ) - ميدان رسوله : وسوله ( هر دو بر من مجهول است ) ، نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ( 8 ) - ساخته : صفت مفعولى ، خوردنى موصوف ( 9 ) - كوكبه : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم خدم و حشم و جماعت مردم كه پيشاپيش بزرگان آيند ( 10 ) - ستى زرين و عندليب : ظاهرا نام خاص دو تن از ملازمان و نديمان ( 11 ) - ملك : بضم اول پادشاهى ( 12 ) - بازيها : شايد نثارها - بازيها مىبردند ، معلوم نشد ، شايد : بازيها مىآوردند و شايد بازى آوردن را در آن زمان بازى بردن